دسته
بهترین برنامه کد تقلب عکس شعرولطیفه
كليپ موب
ساميه...
بهترين كد...
توجه معمولا جك ها و اس ام اس ها در صفحات آخر است
شرط ثبت وبلاگ دوستان عزيز شما ميتوانيد وبلاگ خود را به طور مجاني در وبلاگ ما تبليغ كنيد به شرطي كه ابتدا شما وبلاگ ما را تبليغ ميكنيد سپس ما هم اين كار را ميكنيم فقط نام وبلاگ خود را در قسمت نظرات در بخش تبليغ وبلاگ بنويسيد
بیاتوووووووووو
جوکستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 14525
تعداد نوشته ها : 57
تعداد نظرات : 8
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
            **     15 نکته برای عاقبت به خیر شدن در این دنیا وآخرت               ***
برای اینکه ذر همه حال در عنایت خدا باشید بعد از نماز100 الرحمن
برای پیدا شدن گمشده بعد از نماز واجب 200یاقاهر
برای جلوگیری از مشکلات بعد از نماز واجب  19یاحی یا قیوم
برای پیدا کردن آرامش 88یارحیم
برای آگاهی از امور پنهانی100 یاخبیر
اگر میخواهیم مهب امام زمان(عج) باشیم 46 یاولی
جهت رفع مشکلات در هر روز 77 الودود
جهت پی بردن به درون اشخاص 62 یاباطن
ذکر یا وارث 100 بار قبل از طلوع آفتاب برای نجات از وحشت قبر
110 یا خالق برای ثابت وسالم ماندن در اعتقادات تا آخر عمر
جهت درمان وسواس120 یامومن
راهیابی به درون اشیا یا افراد 125 یامهیمن
برای بی نیازی از هر مخلوقی در این عالم وعزیز ماندن همیشگی 40 یاعزیز
جهت عزیز شدن در این عالم نزد مردم هر روز 100یاعزیز
برای متخلص شدن به اخلاق الهی  62 بار ذکر یاحمید
 13:36:05
دسته ها :
يکشنبه هفدهم 9 1387
ابوالقاسم فردوسی از لحاظ زنده کردن تاریخ و داستان ملی و از جهت نفس تازه دمیدن به زبان فارسی بی شبهه بزرگترین شاعر ایران زمین است.و دیگر سرایندگان و گویندگان ما در این هنر به پای او نمی رسند استادی به بزرگی تاریخ که دریچه ای به جهان ادبیاتمان گشود هم او بود که پارسی را زنده کرد وبا شیوایی سخن ،ادبیات را ماندگار کرد .تا آنجا که آوازه اش تا کران ها پیچید.
فردوسی یکی از ستارگان درخشان آسمان ادب فارسی و از مفاخر نام آور ملت ایران و به سبب همین عظمت مقام و مرتبت، زندگی او مانند سایر بزرگان درجه اول ایرانی با افسانه ها و روایات مختلف آمیخته شده دریغاً شخصی بدین بزرگی و مقام،شرح حال و تاریخ زندگیش ناقص و مجهول است و آنچه بر ما معلو م است اندکی از بسیار است.
تولد او در سال 329 در قریه باژ از ناحیه ی طبران طوس بوده یعنی همان جا که امروزه آرامگاه اوست.فردوسی  مردی وطن پرست و در میهن پرستی استوار بود این مطلب را میتوان در جای جای شاهنامه و خصوصاً از شور و عشق فردوسی که در ستایش ایران و نژاد ایرانی است و به خوبی آشکار است یافت، به طوری که سی و پنج سال برای سرودن شاهنامه رنج می برد و تمام  دارایی  خود را از دست می دهد و در پایان عمر تهی دست میشود چرا که عشق به ایران و ایرانی تا آنجا در وجودش رسوخ کرده بود که بر آن شد تاریخ میهن خود و افتخارات گذشته آن را که در خطر نیستی و فراموشی می دید احیا کند و بتواند از بلاغت و فصاحت معجزه آسا و شیوایی سخن خود بهره مند شود و آن را از زوال و فراموشی برهاند.وباید گفت که در این راه خدایی کرد تا آنجا که حتی درمرگ پسرش از ادامه ی کار باز نایستاد تا شاهنامه را همانگونه که از نامش برمی آید جاودان نماید، برای ایرانی که می خواست جاودان بماند. زبان از گفتن هر آنچه در این 35 سال بر او گذشته قاصر است باشد که پاسش بداریم این دردانه تاریخ را
فردوسی از تاریخ نیاکان خود و از داستان ها و افسانه ها و تاریخ ایران اطلاع و یا به داشتن آن ها شوق و علاقه داشت و تربیت خانوادگی وی را بر این داشت که بدون مشوق و محرک، خود به این کار عظیم دست زند،
در حالی که تذکره نویسان در شرح حال فردوسی نوشته اند: که او به تشویق سلطان محمود به نظم شاهنامه پرداخت و علت این اشتباه آن است که نام محمود در نسخ موجود شاهنامه که دومین نسخه ی شاهنامه ی فردوسی است توسط خود شاعر گنجانیده شده، نسخه ی اول شاهنامه که مختصر بود، به منظوم ساختن متن شاهنامه ابو منصوری موقعی آغاز شده بود که 19سال از عمر دوره ی سامانی باقی بود و اگر فردوسی تقدیم منظومه ی خود را به پادشاهی لازم می شمرد ناگزیر به درگاه سامان که خریدار این گونه آثار بود، روی می نمود و به هر حال نمی توانست در آن تاریخ به درگاه سلطانی که هنوز روی کارنیامده بود بشتابد.
محمود ترک زاد غزنوی نه تنها در شاهنامه ی استاد طوس تاثیری نداشت،بلکه تنها کار اوقصد قتل گوینده آن به گناه دوست داشتن نژاد ایرانی و اعتقاد به تشیع بوده است و بس.
نظم داستان های حماسی:
فردوسی ظاهرا در اوان قتل دقیقی حدود (369-376)به نظم داستان هایی مشغول بوده و بعضی از داستان ها که منفردند (بیژن و گرازان)را باید در رأس همه قرار داد.
داستان بیژن و گرازان یا رزم بیژن و گرازان و یا داستان (منیژه و بیژن)،از داستان های مشهور قدیم بود که غیراز فردوسی از بعضی از شعرای دیگر عهد غزنوی نیز اشاراتی از آن دیده می شود و این ابیات منوچهری از آن اشارات است:
شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک چو بیژن در میان چاه او من
بیژن  ثریا چون منیژه بر سر چاه دو چشم من بر او چون چشم
و دریک قطعه منسوب به فردوسی نیز اشاراتی به داستان بیژن می بینیم:
در ایوان ها نقش بیژن هنوز به زندان افراسیاب اندر است                                            واین بیت اخیر از شهرت فراوان داستان بیژن ومنیژه حکایت می کند تا بدان جا که تصاویر آن ها را درایوان ها و بر دیوار خانه ها نیز نقش می کرده اند.
فردوسی بنابرآنچه از تحقیق در سبک کلام وی در داستان بیژن و گرازان بر می آید، این داستان را در ایام جوانی ساخته بود. یکی از دلایل این مدعا استعمال الفهای اطلاقی فراوانی است که زیاد از لزوم در این داستان ها مشاهده گردیده و دلیل آن است که فردوسی چنان که در دیگر موارد شاهنامه دیده میشود هنوز به نهایت پختگی و استادی و مهارت نرسیده بود. یعنی ده درصد ابیات یا قافیه هایی که الفهای زاید دارد استعمال شده و این وضع در اشعار فردوسی کمتر مشهود است.
تاریخ شروع نظم شاهنامه درست معلوم نیست ولی از چند اشاره فردوسی میتوان تاریخ تقریبی آن را معین کرد. شروع کار فردوسی حدود سال های 375-371هجری میباشد.
نخستین نسخه ی منظوم شاهنامه شهرت بسیار یافته بود و طالبان از آن نسخه ها برداشتند و با آن که پدید آورنده ی آن شاهکار به پیری گراییده بود و تهیدستی براو نهیب می زند، هیچ یک از بزرگان وآزادگان با دانش که از منظومه ی زیبایش بهره مند می شدند دراندیشه پاداشی برای آن آزاده مرد بزرگوارنبودند در حالی که او نیازمند یاری آنان بود.
درچنین حالی بود که دلالان تبلیغاتی محمود ترک زاد به اندیشه ی استفاده ازشهرت دهقان زاده ی بزرگوار طوس افتادند و او را به صلاحت جزیل محمود،که برای گستردن نام وآوازه خود به شاعر می داد ،امیدوار کردند وبر آن داشتند که شاهنامه خود را که تا آن هنگام بنام هیچکس نبود به اسم اودرآورد.او نیز پذیرفت وبدین ترتیب یکی از ظلم های فراموش ناشدنی تاریخ انجام یافت.فردوسی باز به تجدید نظم وترتیب وتنظیم نهایی شاهنامه و افزودن داستان های نو سروده بران همت گمارد و به مدح محمود غزنوی در موارد مختلفی از آن پرداخت ونسخه ی دوّم شاهنامه در سال 400-401هجری آماده تقدیم به دستگاه ریاست وسلطنت محمودی شد و فردوسی از ارتکاب این اشتباه آن دید که می بایست! بدین گونه که پس ازختم شاهنامه آن را ازغزنین به طوس برد وبه محمود تقدیم کرد وخلاف انتظاری که داشت مورد توجه ومحبّت پادشاه غزنین قرار نگرفت وبا آن که بنابر روایت مختلف پادشاه غزنوی تعهد کرده بود که در برابر هر بیت یک دینار بدو بدهد به جای دینار، درهم داد و این کار مایه ی خشم دهقان بزرگ منش طوس گشت چنان چه بنابر همان روایت همه ی درهم های محمود را به حمامی وقفایی بخشید !علل اختلاف  فردوسی و محمود بسیار است ومهم ترین آن ها نظرآن دو برسر مسائل سیاسی و نژادی و دینی است.فردوسی در شاهنامه بارها بر ترکان تاخته بود و حال آن که محمود ترک زاده بود وسرداران او همه ترک بودند،او و فرزندانش فقط با (تاجیکان ) به پارسی سخن می گفتند وبا این احوال طبعا تحمّل دشمن های فردوسی واجداد او برایش دشوار بود بدترازهمه ی این ها فردوسی شیعه بود و مانند همه ی شیعیان در اصول دین به معتزلیان نزدیکی داشت وبالا تر از این ها مشرب فلسفی او هم از جای جای شاهنامه آشکار است اما محمود دشمن هر شیعه وکشنده وبردار هرمعتزلی وهر فلسفی مشرب بود.او سنی متعصب و کرامی خشک خام اندیشی بود وفقط با خام اندیشانی که به گرد زبان به تأیید اعمالش در خراسان و ری و هندوستان می گشودند سر سازگاری داشت نه با آزاده مرد درست اندیشه ی آزاد فکری چون فردوسی که از پشت آزادگان و بزرگان آمده بود.
فردوسی این آزاده مرد ناگهان حربه ی تکفیر را بالای سر خود دید و تهدید شد که به جرم الهاد در زیرپای پیلان ساییده خواهد شدپس ناگزیر از دام بلا گریخت و از غزنین به هرات رفت و به اسماعیل وارق پدر ازرقی شاعر پناه برد و شش ماه در خانه ی آن آزاده مرد پنهان بود تا طالبان محمود به طوس رسیدند و بازگشتند و چون فردوسی ایمن شد از هرات به طوس و ازآنجا به طبرستان  نزد پادشاه شیعی مذهب باوندی آن دیار به نام (سپهبد شهریار) رفت و بدو گفت که در این شاهنامه همه سخن از نیاکان بزرگ تو می رود بگذار آن را به نام تو کنم لیکن پادشاه از بیم تیغ محمود لزران بود و بدین کار تن در نداد.
بعد از این حوادث فردوسی از طبرستان به خراسان بازگشت و آخرین سال های نومیدی و ناکامی خود را به تجدید نظر های نهایی در شاهنامه و بعضی افزایش ها بر ابیات آن گذرانید تا به سال 411 هجری در زادگاه خود (باژ) درگذشت ودر باغی که ملک او بود مدفون گردید و همان جا مزار اوست.
روحش شاد و یادش جاویدان باد، این اختر تابناک آسمان شعر.

 
دسته ها :
جمعه پانزدهم 9 1387

هیپنوتیزم
 
مقدمه:

 

تعلق و وابستگی به جسمانیت وعادت کردن به آن ، دلیل بسیاری از مشکلات روحی یا حتی از دست دادن لذتهای بی نهایتی است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولین مرحله و گام در رسیدن به عالم آرامش و در واقع رسیدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .

مقاله زیر آموزش ساده ترین نوع خود هیپنوتیزم به عنوان Relaxation ، مقدمه ای برای کنترل ذهن ، راز اصلی تمرکز قوا و حذف تنشهای غیر ضروری و زیانبار بدن است .

 

 

مراحل یازده گانه:

 

1>شروع خواب مصنوعی> مکانی ساکت و دنج پیدا کنید ، آرام روی صندلی ای راحت بنشینید و یا در جایی نرم دراز بکشید (گذاشتن موسیقی ای آرام یا صدای طبیعت می تواند کیفیت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشمارید به طوریکه شماره ها یک در میان با دم و بازدم تنظیم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسی عمیق بکشید و 15 ثانیه نگهدارید سپس با شماره 9 بیرون دهید و همینطور الی آخر. . . در ضمن تصور کنید لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگینتر می شود.

 

2>رها سازی پاها> ابتدا پای راست خود را از انگشتانش تا کمر (یا تا زانو) در ذهن مجسم کنید. آن را احساس کنید و در ذهن خود تصور کنید که تمام اجزای آن مثل خمیر شل ، گرم و سنگین شود ؛ سنگین سنگین ،این کلمه را 5 بار تکرار کنید ؛ وارد جزئیات شوید و سعی کنید به ترتیب عمل کنید یعنی به خود القا کنید که پای راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگین و گرم شده اند بعد همینطور پای چپ(برای اینکار می توانید در ذهن خود 5 بار به پاهایتان دستور بدهید که آرام سنگین و گرم شو و بگویید لحظه به لحظه پاهایم گرمتر و سنگینتر و شل تر می شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگین و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنید .)

 

3>رها سازی تنه> یک نفس نیمه عمیق و آرام بکشید و همه بدنتان را رها کنید.حالا عضلات شکم ، سینه ، سرسینه ها و پهلوها را رها کنید ؛ تصور کنید تمام قسمتهای بدنتان شل شده اند لذا این قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگین و گرم شده باور کنید ، می توانید 5 بار ذهنی بگویید از کمر تا کتفم شل و سنگین شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر می شود .(به تصویر کشیدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده ای مثل خمیر یا هر ماده ای که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسیار کمکتان می کند)

 

4>رها سازی دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان می باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنید ،دقیقا مانند مراحل قبل ؛یعنی تصورکنید تمام اجزای دست مورد نظر شل و سنگین شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنید و 5 بار به خود بگویید دست چپم شل و سنگین شده است ،آرام و رها .

 

5>رها سازی کتفها و بازوها> کتفها و بازوهایتان را شل ، سنگین و بدون هیچ انقباضی قرار دهید (همانطور که با اعضای قبلی رفتار کردید) ، می توانید تصور کنید همینطور که بازوهای شما سنگین، شل و گرم می شوند به تدریج مثل خمیری نرم ، روان به سوی پاهایتان در جریان است.

 

6>رها سازی سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پیشانی ، گوشها ، ماهیچه های زیر چشم و موها رسیده است .تصور کنید اختیار این قسمتها دست شما نیست و همه شان شل ، گرم ، سنگین و مایع شده اند ؛ رهایشان کنید و در ذهن ببینید صورتتان آرام و آسوده شل شده است.

 

7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنید پلکهایتان شدیداً به هم چسبیده اند ، یعنی تصور کنید آنها را با قویترین چسب دنیا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنید که نمی توانید چشمهایتانرا باز کنید آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهایشان کنید.

 

8>پاکسازی آلودگیها> در این مرحله در ذهن و خیال خود تصور کنید هوایی زلال و شفاف (ترجیحا قابل رویت) به درون ریه هایتان می فرستید به طوریکه این هوا علاوه بر ریه ها ، به تمام سلولها و اتمهای اجزای دیگربدن نیز وارد شده و همه عضلات داخلی و ماهیچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف می کند و به همین دلیل هوای وارد شده سیاه رنگ می شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سیاه که در واقع بیماریها ، نقطه ضعفها ، ناراحتی ها و مشکلاتتان است بیرون می رود . این تنفس شامل دم پاک و بازدم سیاه رنگ را مرتب تکرار کنید و تصور کنید که با بیرون رفتن تنشها و بیماریها به صورت دود سیاه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر می شوید و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نیز کمتر می شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک می شوند و در واقع تمام سلولهای بدنتان را پاک و تمیز و جوانتر شده می بینید .

 

9>افزایش کیفیت آرامش> تصور کنید کنار دریا در ساحلی بسیار زیبا یا کنار رودخانه ای جنگلی یا در باغی سرسبز و آرام یا روی تشکی نرم و لطیف یا قایقی راحت در وسط اقیانوسی آرام زیر گرمای مطلوب خورشید ونسیم خنک پرطراوتی(و خلاصه هر مکان و فضای آرامشبخشی که بودن در آنجا را دوست دارید )دراز کشیده اید ؛ احساس کنید که نسیم دریا یا صدای آب شما را آرام و آرامتر می کند ، خورشید به صورت حرارتی مطبوع بر شما می تابد و بدنتان را نوازش و گرم می کند . حالا در ذهن بگویید لحظه به لحظه آرامتر می شوم ، دستهایم ، پاهایم ،کمرم ،سینه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگین و سنگین تر می شوند .دست چپم ، سنگین شده سنگین سنگین ، دست راستم شل و آرام شده سنگین سنگین ، گرم گرم ؛ هر نفسی که می کشم مشکلات ، تنشها ،بیماریها و انقباضها از بدنم حذف میشود و من آرام و راحتم ، پاهایم ، سینه ام و سرم سنگین و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و امیدوار .(دقت کنید که تکرار این کلمات و تصور کردن دوباره اجزای بدن به صورتی آرام در افزایش کیفت آرامش شما بسیار مهم است).

 

10>تلقین خواسته ها> این مرحله ، مرحله تلقین دقیقتر آمال است ؛ هر چه می خواهید و هر آرزوئی که دارید به صورت جمله ای کوتاه در ذهن خود بیان کنید مثلا بگوئید من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر می شوم یا من در درسها یا کارم موفق هستم ،یا من ثروتمندم ،یا من سالمم. حتما این جملات را به زبان حال (نه اینکه از این به بعد می خواهم باشم)و با ساختاری مثبت بیان کنید (ا زکلمات منفی و کلمه نه خودداری کنید) . جملات را چندین بار تکرار کنید و تصور کنید که به هدف خود رسیده اید .دوستان را ببینید که برایتان شادمانی می کنند ، صداها را بشنوید که به شما تبریک می گویند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده می بوسند و موفقیتتان را تبریک میگویند ، احساس بسیار بسیار خوبی دارید .خوش به حالتان.

 

11>بیدار شدن از خواب مصنوعی> آرام آرام از 1 تا 10 بشمارید ، با هر شماره تنفس را تندتر کنید کوتاه و سریع ، و به خود بگویید وقتی به 10 رسیدم چشمهایم را باز می کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژی. انگشتان پای راست را تکان بدهید ، آنگاه انگشتان پای چپ ،ساق پای راست و ساق پای چپ ؛رانها را به حرکت درآورید ؛ پاها را بالا بیاورید ؛ دستهایتان را تکان دهید ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنید ، تکان بخورید ، شاد و سر حال چشمها را باز کنید و بعد از 30 ثانیه بنشینید با این عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال می کنید .( تذکر مهم اینکه در مرحله 11 حتما با تلقین معکوس ، حالت سنگینی و کرختی بدنتان را حذف کنید مثلا بگویید پای چپم سبک شده ، دمایش عالیست و راحتم ، همچنین حتما تلقین کنید من بعد از بیداری شاد و سرحال و پر انرژی می شوم ، تمام اعضای بدنم در حالت عادی راحتتر و پر انرژی اند.)

 

 

نکاتی بیشتر:

 

> تقسیم کردن بدن به اجزای بیشتربدین منظور است که عمل تن آرامی به آسانی امکانپذیر شود .زیرا مغز فرمانهای جزئی را سریعتر از فرمانهای کلی به اجرا می گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنید تا به مرحله مفید و موثر تن آرامی برسید.

 

> مثالها ، ترتیب و جملاتی که در این مراحل آورده شده بود بی شک ثابت نیستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که می توانید قوه تخیلتان را به کار بگیرد .طبیعتا پس از انجام یکی دو بار می توانید متناسب سیستم روحی ، جسمی و نیازهای خود آنها را تغییر دهید و سعی کنید تمام مراحل را برای خود سفارشی (Customize) کنید.

 

> با توجه به تکنیکهای NAC (علم تداعی عصبی شرطی) در ابتدای مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادی می کنید در ذهن خود تصور کنید مثلا دست چپتان را مشت کرده اید. بعدها در مواقع ضروری ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشین و محیطی شلوغ یا پرتنش که شما این کار یعنی مشت کردن دست چپتان را انجام دهید و چشمهایتان را ببندید ، بلافاصله احساس آرامش می کنید و امواج آلفا ، مغز شما را شاد می کنند.

 

> در ضمن ذکر این نکته نیز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نیست که آنها را به زبان بیاورید بلکه باید طوری بیان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فریاد کند.

 

> می توانید جملات مورد نظر را با تنظیم زمانبندی مناسب ،همراه موسیقی ای ملایم بر روی یک نوار کاست ذخیره کرده و از آن در حین انجام دادن مراحل استفاده کنید.

 

> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه برای عوض کردن اجتماع یا آدمهای اطرافتان نیست بلکه روشی است تا شما را با روحتان آشتی دهد و قدرتهای نامتناهی ای که خداوند متعال در اختیارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسیله آنها بتوانید در برابر محیط ، موقعیتها ، فرصتها و افراد پیرامونتان بهترین تصمیم و عکس العمل را به کا بندید ...

 

 

Farewell

 

دیدن آرامش و شادی دیگران همیشه برای من انرژی بخش است

لذا با آرزوی رها شدن همه انسانها از بندها و زنجیرهایی که در واقع خود به جسم و روح خود کشیده اند شما را به یگانه منبع بی نهایت انرژی ، ایزد بزرگ ، می سپارم...

تا خود نخواهید هیچ تغییری رخ نمی دهد ...

امیدوارم در نهایت آرامش و اطمینان باشید درحالی که سرشار از انرژی ، نشاط و اشتیاق هستد

 

منبع : www.jokestan.tebyanblog.net

 

دسته ها :
جمعه پانزدهم 9 1387
با سلام دوستان تبیانی گرانقدر اگر مایلید از اینترنت رایگان سایت تبیان استفاده کنید  نکات زیر را انجام دهید تا از اینترنت رایگان تبیان بهرهمند شوید .این کار به خاطر بازدید شما از وبلاگ من است  ... لطفا پس از مطالعه روش استفاده ازاینترنت رایگان تبیان به ما نظر دهید(5امتیاز) تا ماهم در روز های بعد برای شما روش استفاده از اینترنت رایگان دیگر سایت ها را قرار دهیم لطفا نظر دهید  تا زحمات ما هم بیهوده نبشد   
tebyannet Username        
tebyannet Password         
9713001          شماره اتصال
درقسمت نظرات نظر دهید        باتشکر ابی اینترنت  
 
دسته ها :
جمعه پانزدهم 9 1387
X